تبليغاتX
ارزشیابی در ایران

ارزشیابی در ایران

مبانی فلسفی نظری مشترک و متنوعِ تحقیق و ارزشیابی

 

ارزشیابی عبارت است از: فرایند جمع‌آوری نظامند اطلاعات درباره موردِ ارزشیابی به منظور: كسب شناخت، بهبود عملكرد، یادگیری، پاسخگویی ،برقراری ارتباطات و برنامه‌ریزی برای آینده.

ارزشیابی از دل تحقیق بیرون آمده و اولین ارزشیابی ها، تحقیقِ ارزشیابی( evaluation research) نامیده می شد.اما به تدریج حوزه ارزشیابی از تحقیق استقلال یافته است.فصل مشترک ارزشیابی و تحقیق استفاده از روش های علمی(scientific methods ) از یک سو و داشتن دیدگاه فلسفی مشترک از سوی دیگر است.

مبانی نظری ارزشیابی همچون تحقیق می تواند از سه دیدگاه فلسفی اثباتی( positivism)، تفسیری( constructivism )و یا انتقادی (critical ) سرچشمه به گیرد.البته هریک از دیدگاههای عمده فلسفی سه گانه اخیر شاخ و برگ ها و دیدگاههای مکملی داشته که بیان آن در اینجا نفع معرفتی برای ما ندارد.

واقعیت(جهان هستی) و آنچه در باره آن می توان شناخت(هستی شناسی) ، از منظر فلسفه اثباتی یک پدیده مادی مستقل است که باید آن را کشف کرد.در حالیکه از دیدگاه فلسفه تفسیری واقعیت یک پدیده مادی مستقل نیست بلکه تحت شرایطِ تجارب انسان بوده و به طور اجتماعی ساخته شده و معانی متفاوتی می یابد.از نگاه فیلسوفان انتقادی واقعیت دارای لایه های متعدد ،متنوع و پیچیده است.

ارتباط بین شناخت شناس و آنچه می توان شناخت(معرفت شناسی) از منظر اثبات گرایان ،عینی بوده و به دور از هر  گونه ارزش و عاملی که باعث سوگیری شود،مشخص می گردد. اما از نظر تفسیر گرایان ،معرفت ذهنی است و از تعامل بین شناخت شناس و موضوع شناخت شکل می گیرد.در حالیکه از نگاه پیروان فلسفه انتقادی معرفت به مفهوم اثبات گرایانه،عینی نبوده و ارزشها از یک سو و قدرتها از دیگر سو در شکل گیری ساختار شناخت نقش های خود را ایفا می کنند.به همین دلیل انتقادیون در ک واقعیت های چند لایه را چندان آسان نیافته اند.

چگونگی جستجوی آن چه می توان شناخت نیز مقوله (روش شناسی) را شکل داده است.از منظر نظری اثبات گرایی برای کسب شناخت صرفا باید به متخصصان و علما مراجعه کرد.آنها سئوالات تحقیق یا ارزشیابی را صورت بندی کرده و تحت شرایط کاملا کنترل شده آزمایش می کنند تا به واقعیت دست یابند.تفسیر گرایان اینگونه نمی اندیشند. از نظر آنها کسب شناخت صرفا از طریق توسل به علما صورت نمی گیرد؛ بلکه کارشناسان به طور عام می توانند از طریق درک ساختارها با ارائه تفسیر از واقعیت ها و تلاش به منظور پی بردن و ساختنِ نمونه های آرمانی مشاهدات خود، تلاش نمایند تا به اجماعی در باره آنها دست یافته و مسیر پر فراز و نشیب شناخت جهان هستی (واقعیت )را هموار نمایند.

اما از منظر انتقادی ها برای کسب شناخت باید به سراغ مردم در هرمکان که هستند رفت.مردم وضع موجود(واقعیت) را تحریف شده می دانند،که باید عوامل پنهانی که نقش تعیین کننده در شکل گیری این تحریف داشته اند را شناسایی کرد و به یکدیگر شناساند.از این منظر علمی مردم ارزشیاب و محقق هستند. مردم می توانند وضع موجود را تحلیل کرده تا زمینه تغییر و رهایی از شرایط محیطی نامساعد را به نحوی دسته جمعی و مشارکتی هموار نمایند.

رویکرد ها و نسل های ارزشیابی نیز همچون رویکرد های تحقیقی با توجه به غلبه دیدگاه های نظری در طول سالیان به تدریج در جستجوی شناختِ واقعیت، شکل گرفته اند.در گفتمان ارزشیابی مباحث قابل توجهی در باره تجارب خوب و الگویی مطرح شده و می شود اما بهترین تجربه و الگو در ارزشیابی وجود ندارد.طیفی از دیدگاهها در ترسیم الگوهای نظری ارزشیابی به کار رفته و الگوهای متنوع و متفاوتی که هریک در جای خود بهترین هستند به کار زده شده است.شاید بتوان دو سر طیف این دیدگاه ها را با تعابیری چون فن سالار( Technocraticتکثرگرا (Pluralistic) توصیف نمود.

در الگوهای نظری ارزشیابی فن سالارانه، ارزشیابی را می توان با استفاده از منابع مناسب،دانش و فناوری به منظور اتخاذ راه حل هایی برای همه مشکلات انسانی و پیشر فت ازطریق ساز وکارهای عینی و عاری از ارزش به اجرا گذاشت.در این رویکرد، ارزشیابی باید توسط متخصصان بیرونی به اجرا گذاشته شود. تا آنها در باره پیشرفت مورد ارزیابی از یک طریق علمی با استفاده از مجموعه ای از معیارها قضاوت کنند. مفروضه این دیدگاه آن است که فنون دستیابی موفقیت آمیز به اهداف مورد ارزیابی، شناخته شده و قابل مدیریت است.نتایج ارزشیابی را می توان به سادگی کنترل نمود؛ به جای اینکه باز نگری های اساسی در مفروضات،ادراکات یا طراحی های مورد ارزیابی انجام داد.رویکرد فن سالارانه اغلب در بردارنده افزایش مهار های مدیریتی بوده و گرایش به سوی استاندارد سازی و فراهم نمودن رویه های انجام موفقیت آمیز برای اداره مورد ارزیابی دارد.

در الگو های نظری ارزشیابی تکثر گرا ، ارزشیابی را می توان با استفاده از دیدگاههای متعدد و متنوع که هر کدام دارای ادراک های متفاوت از واقعیت هستند به سامان رساند.در این رویکرد به دیدگاههای مختلف احترام گذاشته شده و اهمیت داده می شود به جای اینکه صرفا یک پاسخ علمی درست مورد قبول واقع گردد.به باور طرفداران این دیدگاه نظری ارزشیابی، ذی نفعان مختلف می توانند از مناظر متفاوت جهان را بیبنند و از راه های خاص خود به راه حل مسائل و پیشرفت دست یابند.بنابراین موفقیت و شکست می تواند چیزهای متفاوتی برای مشاهده گران متفاوت باشد. این به آن معنی است که ارزشیابان بیرونی نمی توانند معیارهای مطلق و عینی که برای ارزشیابی همه برنامه ها مناسب و مفید باشد ارائه نمایند. معنای دیگر این رویکرد ارزشیابی آن است که وظیفه ارزشیابی به عهده ارزشیابانی با منشاء اجتماعی و فرهنگی محلی است که کار ارزشیابی آنها تبعا هرگز عاری از ارزش نیست.بنابر این هدف ارزشیاب باید فراهم نمودن تفسیری از مورد ارزیابی باشد به جای اینکه در باره مورد ارزشیابی قضاوت کند.همچنین در رویکرد تکثر گرا طراحی فرایند ارزشیابی برای فراهم نمودن فضای گفتگو بین ذی نفعان است به جای اینکه این طراحی به منظور تولید یک گزارش باشد که در آن ارزشیابان به نحوی آشکار، دیدگاههای خود را روشن می کنند.


سوالاتی  که اینک مطرح می شود این است که با دامنه وسیع  و متنوع فلسفی نظری ارزشیابی این نوع جستجوی علمی در طول حیات خود چه تطوراتی داشته، از چه روش هایی  استفاده کرده و در چه حوزه هایی کار کرده است. سئوال بعدی اینکه در
ایران ما وضعیت ارزشیابی چکونه بوده ،چگونه هست؟ وچگونه باید باشد؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 9:17  توسط محمد حسن محقق معین  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام

این وبلاگ برای بوجود آوردن امکان اظهار نظر برای همه علاقه مندان به ارزشیابی  ایجاد گردید.از همه کسانی که ارزشیابی و ایران دغدغه فکری آنهاست؛تقاضا می کنیم به جمع ما بپیوندند.کافی است که در ذیل همین بلاگ پیام بگذارید تا امکان اظهار نظر برای شما در صفحه اصلی وبلاگ فراهم گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 9:26  توسط محمد حسن محقق معین  |